سپهرسپهر، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 11 روز سن داره

سپهر عشق مامان

ما برگشتیم

1391/6/5 13:34
نویسنده : مامانی
217 بازدید
اشتراک گذاری

سلام سلام صد تا سلام به همـ مـ مـ مـ ی نی نی ها و مامانای مهربونشون.

من و سپهر بعد از سه هفته برگشتیم  بالاخره. با کلی خبر.

خبر اول اینکه

عید همگی مبارک. نماز و روزه ی گرفته و نگرفته همه قبول باشه. دعاهاتون ایشالا مستجاب. ایشالا هرچی که دعا کردین خدا ختم به خیر کنه و آرزوهاتون رو مستجاب.

الهی آمین.

خبر بعدی اینکه به محض تعطیلی اینجانب (مادر) آقا سپهر متوجه بیکاری مامانش شد و تصمیم به مریض شدن گرفت.

الهی بمیرم مامانی که توی این سه هفته چی کشیدی، دو روز اول که اسهال و استفراغ شدید داشتی ، زیر چشمات گود افتاد و سیاه شد. سریع بردیمت دکتر. خیلی ترسیده بودم. خیلی.

یه کم بهتر شدی ولی بعد از 3-2 روز باز هم روز از نو و روزی از نو

یه دکتر بردیمت گفت چیزی نیست. چون شیر خشکت رو عوض کردیم اینطوری شدی، یه دکتر دیگه گفت روده ات عفونت کرده، دکتر خودت گفت چیزی نیست، یه ویروسه، شاید هم چون داریم لبنیات بهت میدیم، روده ات واکنش نشون داده و یه کم زمان میبره. ولی هر چی بود، خدا رو هزار مرتبه شکر، آزمایش که دادی، عفونت نداشتی. همه ی ترس منم از این بود.

ولی مامانت دورت بگرده، نصف شدی مامان. زیر چشمات هنوز یه کم گوده.

یه کم که بهتر میشدی، شیطونی هات گل میکرد و مامان هم اعصابش خورد میشد و هم خنده اش میگرفت و هم خوشحال از اینکه داری بهتر میشی.

الان که دارم خاطراتت رو مینویسم، خونه ی مادر جون اینا هستی . از دیروز خدا رو هزار مرتبه شکر، گوش شیطون کر، خیلی بهتر شدی عزیزم.

این سه هفته که پیشت بودم، با اینکه خیلی بهت بداخلاقی کردم ، تو هم کلی مامان رو اذیت کردی،(از بابت بداخلاقیم ازت عذر میخوام) ولی از دیروز که  میام اداره، توی اداره خیلی دلتنگت میشم. همش میگم کاش میتونستم و دیگه اداره نمی اومدم.

از اداره اومدن خسته شدم. دوست دارم همش خونه، پیشت باشم، کنارت باشم و باهات بازی کنم.

پسر گلم، شیطونی هات ماشالا خیلی بیشتر شدن. اگه به حال خودت بزارمت، رفتی توی حمام و واسه خودت نشستی وسط حمام. مجبور شدم یه پشتی بزرگ بزارم جلوی در حمام و دستشویی که نتونی بری اونطرف. به خاطر شما هم مجبور شدیم آشپزخونه رو موکت کنیم. بس که چهار دست و پا میری و دستت رو میزاری توی دهنت.

عاشق ساعتی و کولر اسپیلت. وقتی میگیم : سپهر ساعت کو؟

با یه حالت تعجب ، چشمها و دهان باز ساعت رو نگاه میکنی.  بابایی کلی واست استیکر گرفته و به محض اینکه زدیم به دیوار واست عکسا رو میزارم توی وبت.

دیگه جون برات بگه ، هر چند دوس نداشتم دیر حرف بزنی ولی ...

امیدم به اینه که دیر صحبت میکنی ، ولی یه دفعه همه چی از اون دهن قشنگت میاد بیرون.الان هم آب و بابا (بَ بَ بَ) رو میگی قربونت حرف زدنت.

تقریبا بلند میشی، یا کمر من یا بابا رو میگیری و بلند میشی یا مبل رو میگری و بلند میشی و کلی ذوق میکنی وقتی دو سه قدم میری.

هر کاری میکنی ، واسه خودت دست میزنی، و نگاه بقیه میکنی که بقیه هم واست یه دست قشنگ بزنن.

عاشق این حرکاتت هستم. عاشق اینم که زودتر بتونی راه بری. هر چند میدونم فضولی ها و شیطنت هات چندین و چند برابر میشه. ولی باز فدای یه تار موت عزیز دلم.

راستی چند روز دیگه تولدت هست و من نمیدونم باید چیکار کنم. از الان کلی استرس دارم. امیدوارم تولدت اونطوری که میخوام برگزار بشه.

در ضمن عکسهای قشنگت رو هم فردا به صورت خصوصی میزارم توی وب سایتت گلم.

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (8)

مامان مهبد كوچولو
11 شهریور 91 13:27
سلام عزيزم . بالاخره ما برگشتيم . دلم براتون خيلي تنگ شده بود . مرسي از اينكه تو اين مدت به ما سر زديد . سپهر جان چطوره ؟ بهتر شده ؟ براي تولد هم استرس نداشته باش خودم اينجا دربست در خدمتم .


سلام عزیزم. خوبی؟ مهبد جان خوبه؟
بهتر شده؟ ببخشید که بهت زنگ نزدم. به خدا بی معرفت نیستم. خیلی کار روی سرم ریخته
واسه تولد سپهر همنمیدونم چه تمی انتخاب کنم که قشنگ باشه.
کفشدوزک- رنگین کمان- پوه- زنبور- تولد یکسالگی- پروانه.
نمیدونم
فریبا
16 شهریور 91 2:53
خدا کنه هیچ وقت دیگه مریض و بدحال نباشی عزیزم....
عزیزم اگه برای تولد کار ِ خاصی داری روی ما حساب کن... درباره ی تم ِ تولدش هم به نظر ِ من یه رنگ ِ پسرونه و بچه گونه و حتی المقدور ملایم انتخاب کن که به سن و سال ِ سپهر جون بخوره...
همه چی خوب پیش میره ایشالا...


سلام فریبا جون. رسیدنتون بخیر. خوش گذشت؟ مرسی.
واسه تولد سپهر هم، همون دیگه روی تم موندم که چی انتخاب کنم و اصلا هم وقتی ندارم. فعلا دارم روی میکی موس کار میکنم . نمیدونم قشنگ میشه یا نه.
مامان یاسمن ومحمد پارسا
18 شهریور 91 8:50
سلام عزیزم خوشحالم که اومدید الاهی هیچ وقت سپهر جونم مریض نشه وهمیشه سالم و سلامت باشه متاسفانه وبلاتگ ما هنگ شده لطفا با ادرس جدیدمون اگه دوست داشتید به دیدنمون بیاید


سلام مامانی. چشم حتما میرسیم خدمتتون عزیزم.
مامان مهبد كوچولو
18 شهریور 91 11:22
زهرا جون هنوز فردا نشده تا عكساي سپهر رو بزاري ؟؟ بابا جون مُردم از انتظار


سلام عزیزم. به خدا شرمنده. میزارم حتما. آخه از صبح که میام یا کارهای اداره نمیزارن، یا این سایت و اون سایت دنبال یه تم واسه تولد سپهر میگردم.
ولی حتما میزارم.
فردا چند سری تم وایل ایمیل میکنم. تو هم نظر بده.
ممنون میشم عزیزم.
مهبد رو بجام ببوس
مامان پریسا
18 شهریور 91 14:50
رسیدن به خیر.




سلام. رسیدن شما بخیر عزیزم.خوش گذشت؟
مامان پریسا
18 شهریور 91 14:50
سلام

پریسا در مسابقه ی نی نی باحجاب شرکت کرده.

اگر بهش رای بدید ممنون میشم.

لطفا" ادرستون فراموش نشه.

مهلت رای دادن تا 2شنبه

پریسا 30

http://koodakeman91.niniweblog.com/cat44.php


سلام . من همینجا از پریسا جون معذرت میخوام که دیر اومدم و به مسابقه نرسیدم. ببخشید عزیزم.
مامان پریسا
18 شهریور 91 14:51
ایشالله بلا از سپهر جان دور باشه و الان خوب شده باشه


خدا رو شکر خوبه. ولی بازم سرما خورده.
مامان پریسا
18 شهریور 91 14:52
تولدت مبارک سپهر جان


مرسی مامان پریسا جون